دادگوی جوان

داد بی دادی

بایگانیِ سفرنامه

سفر به کویر مرکزی ایران(خیلی دور خیلی نزدیک)


امسال نوروز مهمان کویر و مردم کویر بودم ، من که حقیقتا احساس خوبی به کویر و بیابان ومناظر بیابانی داشتم  نمیدانم که این احساس من بدین جهت است که اصالتا من هم متعلق به این ناحیه هستم یا اینکه نه واقعا برای همگان کویر این احساس زیبا را تداعی میکند؟
اکنون میخواهم کمی از این احساس خوب را با نوشتن با شما شریک شوم.
 کویر جاییست که در آن نهایت تلاش برای بقا را به ما نشان میدهد جایی که آب حقیقتا چهره ی زندگی بخش خود را نمایان میکند جایی که کمی آب وجود داشته باشد گرد آن مردمانی زحمت کش با چهره های تکیده و سیلی خورده از آفتاب جمع شده خانه هایی با خشت گل با معماری خاص بیابانی ساخته در کنار آن زمین های کشاورزی سبز و آباد ساخته که در میان خشکی اطراف حقیقتا به مانند معجزه میباشد.
کویر جاییست که سکوت موسیقی مداوم است وسایه تنها همراه رهنورد است،جایی که همچیز به افق منتهی است دقیقا میشود دید که چگونه کویر آسمان را به زمین دوخته است.


اما شب کویر که باز خود حکایتی دیگر است عصر هنگام غروب خورشید بدون هیچ مانعی میتوانی غروب خورشید مشاهده کنی که چگونه خورشید در پشت افق پنهان میشود جدا که اگر نخلستانی هم در مسیر نگاهت باشد یکی از بی نظیر ترین مناظر را خواهی دید سپس نگاهت به آسمان جلب میشود تا چشم کار میکند ستاره ها و انواع صور فلکی گرفته از خوشه ی پروین تا دب اکبر و اصغر چیزی که در آسمان شهرها مشاهده ی آن محال است را میبینی .
انصافا میگویم کویر جای آرامش است وقتی که به بیابان میروی در بسیاری از مناطق هیچ وسیله ارتباطی جز جی پی اس کار نمیکند که این خود باعث میشود دیگر از دنیا و همه مشکلاتش فارغ شوی گویی همه ی دنیا در صلح صفاست.
بیشتر از این دیگر نمیتوانم  زیبایی های کویر را در قالب کلمات توصیف کنم باید رفت و احساس کرد اما اینجا برای آشنایی بیشتر خوانندگان این متن خط سیر حرکتی خودم را بیان میکنم.


شروع سفر کویری
ما ابتدا از تهران به سمت قم حرکت کردیم سپس از آنجا به سمت کاشان و از کاشان به اردستان و از اردستان به سمت نایین تا اینجا ما در مسیر راه های اصلی و بزرگراه ها بودیم ولی از اینجا به بعد سفر بیابانی ما آغاز شد.
 

نایین

 مکان های دیدنی نایین، کلا خود شهر نایین بافت کویری جالبی دارد که ما با ماشین های شخصی  دوری در شهر زدیم و مکان های مختلف شهر را دیدیم اما اگر بخواهم جاذبه های گردشگری شهر نایین را بگویم میتوانم از نارین قلعه ،کارگاه عبا بافی،مسجد جامع نایین ،خانه پیرنیا و موزه کویر،قلعه محمدیه و نهایتا بازار نایین نام ببرم پس از آن برای اقامت میشود در مهمانسرای سنتی نایین اقامت کرد.
انارک


 ما سپس از نایین به سمت روستای انارک حرکت کردیم این روستا نسبت به سایر روستا های منطقه بزرگتر و بافتی متفاوت از بافت روستایی دارد نوعی شهر کوچک است که به حالت شهری تر درامده است کلا پیاده گشتن در خیابان های این شهر به من حس خوبی داد نوعی ترکیب مدرنیسم و سنت بود در کنار این روستا معادن وکارخانه هایی هم بود که به اشتغال در این مناطق کمک میکند گفته میشود که ساکنان گذشته این روستا که اکنون به شهرهای بزرگ مهاجرت کرده اند کماکان علاقه و عرق زیادی نسبت به این زادگاه خود دارند و جهت عمران و آبادی این شهر تلاش زیادی میکنند بطوری که حتی ما جمعیت زیادی از مردم را میدیدیم که در نوروز به شهر روستای خود برگشته و از این محیط لذت میبرند، گفته میشود این شهر دارای سایت اینترنتی میباشد و در این سایت میتوان اطلاعات زیادی راجع به این روستا بدست آورد پس برای آشنایی بیشتر با این روستا به این آدرس مراجعه کنید.

 

روستای چوپانان الماس خوش تراش کویر

 
ما سپس از این روستا(انارک) به سمت چوپانان حرکت کردیم تقریبا حدود نود کیلومتر بین این دو روستا فاصله بود اما در راه چوپان حدود دو سه کیلوتری چوپانان جاده ی خاکی انحرافی به سمت روستای حجت آباد و آشتیان بود، که ما به سمت حجت اباد رفتیم پس از طی چند دقیقه به خانه های گلی خالی از سکنه تا نیمه زیر شن رفته رسیدیم ، جدا که منظره هیجان انگیزی بود جایی که زمانی کمتر از چند ده سال پیش پر از زندگی بود اکنون فقط خانه های خشت و گلی بدون آدمها ازش باقی مونده بود جالب اینجا بود که هنوز در جوی های این روستا آب قنات این روستا جریان داشت که باز خود این منظره زیبایی برای عکاسی بوجود آورد در زیر میتوانید تعدادی از عکسهایی که توسط اینجانب گرفته شده را مشاهده کنید.
 پس از چند ساعت حضور در این روستای متروکه به سمت چوپانان ادامه مسیر دادیم  پس از عبور از یک تپه کوتاه ناگهان به یک بهشت کوچک و آباد در دل کویر میرسی که در آن هم زمین های کشاورزی سر سبز و هم نخلستان های خرما وجود داشت پس از ورود به شهر در ابتدای ورودی روستا دیوار هایی گلی دیده میشود که باغ ها های سبز و آباد که در ان انار، زردالو، نارنج ، خرما ، بادام وامثالهم کاشته شده رااز هم جدا میکرد این روستا دارای دو خیابان اصلی و موازی بود که کوچه ها بصورت متقاطع و منظم این خیابان ها را قطع میکرد طوری که انگار اینجا را کاملا با اصول شهر سازی ساخته باشند. پس از پرس و جوی بسیار دریافتم که قدمت این روستا حدودا 115سال است و تنها روستای منظم منطقه هست همچنین این روستا شامل امکاناتی از قبیل مرکز اورژانس دائم، بهداری  ،بانک،مدرسه دبستان راهنمایی و دبیرستان بود که در مجموع امکانات قابل قبولی داشت آب این روستا با توجه به نوع نیاز از سه منبع تامین میشد آب کشاورزی توسط قناتی بطول 15 کیلومتر که اینجانب تمام 15 کیلومتر قنات را مشاهده کردم تامین میشد، آب جهت نظافت و شستشو که توسط یک حلقه چاه عمیق با لوله کشی به خانه ها منتقل میشود نکته جالب اینجاست که به گفته یکی از مهندسان زمین شناسی که با ما همراه بود میگفت طبق نقشه آب های زیر زمینی سر چشمه سفره آب زیر زمینی که در ان منطقه برداشت میشود از کوه های پنج شیر افغانستان سر چشمه میگیرد که من را بسیار متعجب کرد که هنوز این گفته برای من قابل درک نمیباشد. و نیاز سوم که نیاز خوراکی هست توسط آب معدنی که در مغازه ها به فروش میرسد تامین میشود  که خود الگوی جالبی برای نحوه استفاده از آب بود. بطور کل روستای چوپانان آبادترین روستایی بود که من در این سفر دیدم.

مصر
پس از چوپانان به سمت روستای مصر حرکت کردیم، مصرنام روستایی است دردشت كويرايران منطقه اي كه كمتربه آن وجاذبه های توریستی آن توجه شده واغلب مردم باشنيدن واژه ي مصربه ياد فراعنه واهرام ثلاثه ی آن مي افتند اما باور كنيد حتما براي آناني كه ازنزديك با سرزمين مشهور فراعنه آشنابوده و اهرام ثلاثه ي آن راهم ديده اند، تماشاي همتاي ايراني اش وگام نهادن درجبروت اهورايي اش تجربه اي متفاوت و ناهمتا محسوب مي شود… بي دليل نيست كه كارگردان مؤلف سينماي ايران، بعداز يازده بار دوباره نويسي فيلنامه و بازديد از اغلب مناطق بياباني و كويري كشور، سرانجام مصر را گرانيگاه اثر تامل برانگيزش (خيلي دور، خيلي نزديك) قرارداد و خيلي هاي ديگرراهم سفربه مصررابراي پزدادن وكف كردن مخاطبشان برشمردند.

 برای رسیدن به مصر باید از دوراهی خور و شهرهای فرخی و چاه ملک عبور کرد و سپس به یک جاده ی انحرافی از جاده اصلی به سمت روستای مصر حرکت کرد. حدود شصت کیلومتر اگر اشتباه نکنم تا مصر راه بود که حقیقتا راه زیبایی بود مصر، روستایی بود که کاملا بافت سنتی خود را حفظ کرده بود این روستا نخلستان ها و تپه های شنی روان زیبایی در نزدیکی خود دارد از این روستا با شتر میتوان به سمت روستایی در نزدیکی آنجا به اسم روستای فرحزاد حرکت کرد که جدا حرکت با شتر از دل صحرا و بیابان با ان سکوت بی مثال و زیبا بسیار لذت بخش است یکی از زیباترین قسمت های سفر من اینجا بود برای آشنایی بیشتر با این روستا اینجا کلیک کنید.
در نهایت شب نشینی دور آتش در کویر واقعا لذت غیر قابل وصفی دارد که فقط باید آن را احساس کرد.لذت شبي را تصور كنيد كه بر روي ماسه ها نشسته و به آسمان پر ستاره خيره شده ايد و آتشي كه در كنار شما روشن است گرماي محفل شما را دو چندان مي كند.
پس از مصر به سمت جندق حرکت کردیم و از آنجا به جاده ای میرسیم که درست از دل کویر میگذرد کویری که اگر به ان نگاه کنی فقط در آن زمین بی آب و علف و آسمان را میبینی که به هم رسیده اند که باز خود جلوه بی نظیری در پیش روی انسان به تصویر میکشد و در انتهای این جاده به شهری که از آن به عنوان معلمان یاد میشود میرسیم که از آنجا دیگر به راه های اصلی میرسیم که دیگر همگان با ان آشنا هستند.
هرچند اولین قدم سفر سخت ترین قدم سفر است اما در هرحال، دیدن دست کم یکبار کویر کمتر دست خورده بسیار خاطره انگیز و لذت بخش خواهد بود.

به زودی در پست بعدی مجموعه ای از عکسهایی که در این سفر گرفتم را آپلود خواهم کرد

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: