دادگوی جوان

داد بی دادی

بایگانیِ مارس, 2010

اینجا کسی هشیار نیست


مناظره مست و هشیار پروین یکی از زیباترین اشعار او هست، زمان سروده شدن این شعر در اوج دوران مشروطه خواهی بود و این سروده نشان از اوضاع احوال آن زمان میدهد ولی انگار فقط متعلق به آن زمان نیست، بنظر میرسد حال و هوای امروز ما هم زیاد ازین سخن دور نمیباشد.

مست و هشیار
محتسب، مستی به ره دید و گریبانش گرفت / مست گفت ای دوست، این پیراهن است، افسار نیست
گفت: مستی، زان سبب افتان و خیزان میروی/ گفت: جرم راه رفتن نیست، ره هموار نیست
گفت: میباید تو را تا خانه‌ی قاضی برم / گفت: رو صبح آی، قاضی نیمه‌شب بیدار نیست
گفت: نزدیک است والی را سرای، آنجا شویم / گفت: والی از کجا در خانه‌ی خمار نیست
گفت: تا داروغه را گوئیم، در مسجد بخواب / گفت: مسجد خوابگاه مردم بدکار نیست
گفت: دیناری بده پنهان و خود را وارهان / گفت: کار شرع، کار درهم و دینار نیست
گفت: از بهر غرامت، جامه‌ات بیرون کنم / گفت: پوسیدست، جز نقشی ز پود و تار نیست
گفت: آگه نیستی کز سر در افتادت کلاه / گفت: در سر عقل باید، بی کلاهی عار نیست
گفت: می بسیار خوردی، زان چنین بخود شدی / گفت: ای بیهوده‌گو، حرف کم و بسیار نیست
گفت: باید حد زند هشیار مردم، مست را / گفت: هوشیاری بیار، اینجا کسی هشیار نیست

سفر به کویر مرکزی ایران(خیلی دور خیلی نزدیک)


امسال نوروز مهمان کویر و مردم کویر بودم ، من که حقیقتا احساس خوبی به کویر و بیابان ومناظر بیابانی داشتم  نمیدانم که این احساس من بدین جهت است که اصالتا من هم متعلق به این ناحیه هستم یا اینکه نه واقعا برای همگان کویر این احساس زیبا را تداعی میکند؟
اکنون میخواهم کمی از این احساس خوب را با نوشتن با شما شریک شوم.
 کویر جاییست که در آن نهایت تلاش برای بقا را به ما نشان میدهد جایی که آب حقیقتا چهره ی زندگی بخش خود را نمایان میکند جایی که کمی آب وجود داشته باشد گرد آن مردمانی زحمت کش با چهره های تکیده و سیلی خورده از آفتاب جمع شده خانه هایی با خشت گل با معماری خاص بیابانی ساخته در کنار آن زمین های کشاورزی سبز و آباد ساخته که در میان خشکی اطراف حقیقتا به مانند معجزه میباشد.
کویر جاییست که سکوت موسیقی مداوم است وسایه تنها همراه رهنورد است،جایی که همچیز به افق منتهی است دقیقا میشود دید که چگونه کویر آسمان را به زمین دوخته است.


اما شب کویر که باز خود حکایتی دیگر است عصر هنگام غروب خورشید بدون هیچ مانعی میتوانی غروب خورشید مشاهده کنی که چگونه خورشید در پشت افق پنهان میشود جدا که اگر نخلستانی هم در مسیر نگاهت باشد یکی از بی نظیر ترین مناظر را خواهی دید سپس نگاهت به آسمان جلب میشود تا چشم کار میکند ستاره ها و انواع صور فلکی گرفته از خوشه ی پروین تا دب اکبر و اصغر چیزی که در آسمان شهرها مشاهده ی آن محال است را میبینی .
انصافا میگویم کویر جای آرامش است وقتی که به بیابان میروی در بسیاری از مناطق هیچ وسیله ارتباطی جز جی پی اس کار نمیکند که این خود باعث میشود دیگر از دنیا و همه مشکلاتش فارغ شوی گویی همه ی دنیا در صلح صفاست.
بیشتر از این دیگر نمیتوانم  زیبایی های کویر را در قالب کلمات توصیف کنم باید رفت و احساس کرد اما اینجا برای آشنایی بیشتر خوانندگان این متن خط سیر حرکتی خودم را بیان میکنم.


شروع سفر کویری
ما ابتدا از تهران به سمت قم حرکت کردیم سپس از آنجا به سمت کاشان و از کاشان به اردستان و از اردستان به سمت نایین تا اینجا ما در مسیر راه های اصلی و بزرگراه ها بودیم ولی از اینجا به بعد سفر بیابانی ما آغاز شد.
 

نایین

 مکان های دیدنی نایین، کلا خود شهر نایین بافت کویری جالبی دارد که ما با ماشین های شخصی  دوری در شهر زدیم و مکان های مختلف شهر را دیدیم اما اگر بخواهم جاذبه های گردشگری شهر نایین را بگویم میتوانم از نارین قلعه ،کارگاه عبا بافی،مسجد جامع نایین ،خانه پیرنیا و موزه کویر،قلعه محمدیه و نهایتا بازار نایین نام ببرم پس از آن برای اقامت میشود در مهمانسرای سنتی نایین اقامت کرد.
انارک


 ما سپس از نایین به سمت روستای انارک حرکت کردیم این روستا نسبت به سایر روستا های منطقه بزرگتر و بافتی متفاوت از بافت روستایی دارد نوعی شهر کوچک است که به حالت شهری تر درامده است کلا پیاده گشتن در خیابان های این شهر به من حس خوبی داد نوعی ترکیب مدرنیسم و سنت بود در کنار این روستا معادن وکارخانه هایی هم بود که به اشتغال در این مناطق کمک میکند گفته میشود که ساکنان گذشته این روستا که اکنون به شهرهای بزرگ مهاجرت کرده اند کماکان علاقه و عرق زیادی نسبت به این زادگاه خود دارند و جهت عمران و آبادی این شهر تلاش زیادی میکنند بطوری که حتی ما جمعیت زیادی از مردم را میدیدیم که در نوروز به شهر روستای خود برگشته و از این محیط لذت میبرند، گفته میشود این شهر دارای سایت اینترنتی میباشد و در این سایت میتوان اطلاعات زیادی راجع به این روستا بدست آورد پس برای آشنایی بیشتر با این روستا به این آدرس مراجعه کنید.

 

روستای چوپانان الماس خوش تراش کویر

 
ما سپس از این روستا(انارک) به سمت چوپانان حرکت کردیم تقریبا حدود نود کیلومتر بین این دو روستا فاصله بود اما در راه چوپان حدود دو سه کیلوتری چوپانان جاده ی خاکی انحرافی به سمت روستای حجت آباد و آشتیان بود، که ما به سمت حجت اباد رفتیم پس از طی چند دقیقه به خانه های گلی خالی از سکنه تا نیمه زیر شن رفته رسیدیم ، جدا که منظره هیجان انگیزی بود جایی که زمانی کمتر از چند ده سال پیش پر از زندگی بود اکنون فقط خانه های خشت و گلی بدون آدمها ازش باقی مونده بود جالب اینجا بود که هنوز در جوی های این روستا آب قنات این روستا جریان داشت که باز خود این منظره زیبایی برای عکاسی بوجود آورد در زیر میتوانید تعدادی از عکسهایی که توسط اینجانب گرفته شده را مشاهده کنید.
 پس از چند ساعت حضور در این روستای متروکه به سمت چوپانان ادامه مسیر دادیم  پس از عبور از یک تپه کوتاه ناگهان به یک بهشت کوچک و آباد در دل کویر میرسی که در آن هم زمین های کشاورزی سر سبز و هم نخلستان های خرما وجود داشت پس از ورود به شهر در ابتدای ورودی روستا دیوار هایی گلی دیده میشود که باغ ها های سبز و آباد که در ان انار، زردالو، نارنج ، خرما ، بادام وامثالهم کاشته شده رااز هم جدا میکرد این روستا دارای دو خیابان اصلی و موازی بود که کوچه ها بصورت متقاطع و منظم این خیابان ها را قطع میکرد طوری که انگار اینجا را کاملا با اصول شهر سازی ساخته باشند. پس از پرس و جوی بسیار دریافتم که قدمت این روستا حدودا 115سال است و تنها روستای منظم منطقه هست همچنین این روستا شامل امکاناتی از قبیل مرکز اورژانس دائم، بهداری  ،بانک،مدرسه دبستان راهنمایی و دبیرستان بود که در مجموع امکانات قابل قبولی داشت آب این روستا با توجه به نوع نیاز از سه منبع تامین میشد آب کشاورزی توسط قناتی بطول 15 کیلومتر که اینجانب تمام 15 کیلومتر قنات را مشاهده کردم تامین میشد، آب جهت نظافت و شستشو که توسط یک حلقه چاه عمیق با لوله کشی به خانه ها منتقل میشود نکته جالب اینجاست که به گفته یکی از مهندسان زمین شناسی که با ما همراه بود میگفت طبق نقشه آب های زیر زمینی سر چشمه سفره آب زیر زمینی که در ان منطقه برداشت میشود از کوه های پنج شیر افغانستان سر چشمه میگیرد که من را بسیار متعجب کرد که هنوز این گفته برای من قابل درک نمیباشد. و نیاز سوم که نیاز خوراکی هست توسط آب معدنی که در مغازه ها به فروش میرسد تامین میشود  که خود الگوی جالبی برای نحوه استفاده از آب بود. بطور کل روستای چوپانان آبادترین روستایی بود که من در این سفر دیدم.

مصر
پس از چوپانان به سمت روستای مصر حرکت کردیم، مصرنام روستایی است دردشت كويرايران منطقه اي كه كمتربه آن وجاذبه های توریستی آن توجه شده واغلب مردم باشنيدن واژه ي مصربه ياد فراعنه واهرام ثلاثه ی آن مي افتند اما باور كنيد حتما براي آناني كه ازنزديك با سرزمين مشهور فراعنه آشنابوده و اهرام ثلاثه ي آن راهم ديده اند، تماشاي همتاي ايراني اش وگام نهادن درجبروت اهورايي اش تجربه اي متفاوت و ناهمتا محسوب مي شود… بي دليل نيست كه كارگردان مؤلف سينماي ايران، بعداز يازده بار دوباره نويسي فيلنامه و بازديد از اغلب مناطق بياباني و كويري كشور، سرانجام مصر را گرانيگاه اثر تامل برانگيزش (خيلي دور، خيلي نزديك) قرارداد و خيلي هاي ديگرراهم سفربه مصررابراي پزدادن وكف كردن مخاطبشان برشمردند.

 برای رسیدن به مصر باید از دوراهی خور و شهرهای فرخی و چاه ملک عبور کرد و سپس به یک جاده ی انحرافی از جاده اصلی به سمت روستای مصر حرکت کرد. حدود شصت کیلومتر اگر اشتباه نکنم تا مصر راه بود که حقیقتا راه زیبایی بود مصر، روستایی بود که کاملا بافت سنتی خود را حفظ کرده بود این روستا نخلستان ها و تپه های شنی روان زیبایی در نزدیکی خود دارد از این روستا با شتر میتوان به سمت روستایی در نزدیکی آنجا به اسم روستای فرحزاد حرکت کرد که جدا حرکت با شتر از دل صحرا و بیابان با ان سکوت بی مثال و زیبا بسیار لذت بخش است یکی از زیباترین قسمت های سفر من اینجا بود برای آشنایی بیشتر با این روستا اینجا کلیک کنید.
در نهایت شب نشینی دور آتش در کویر واقعا لذت غیر قابل وصفی دارد که فقط باید آن را احساس کرد.لذت شبي را تصور كنيد كه بر روي ماسه ها نشسته و به آسمان پر ستاره خيره شده ايد و آتشي كه در كنار شما روشن است گرماي محفل شما را دو چندان مي كند.
پس از مصر به سمت جندق حرکت کردیم و از آنجا به جاده ای میرسیم که درست از دل کویر میگذرد کویری که اگر به ان نگاه کنی فقط در آن زمین بی آب و علف و آسمان را میبینی که به هم رسیده اند که باز خود جلوه بی نظیری در پیش روی انسان به تصویر میکشد و در انتهای این جاده به شهری که از آن به عنوان معلمان یاد میشود میرسیم که از آنجا دیگر به راه های اصلی میرسیم که دیگر همگان با ان آشنا هستند.
هرچند اولین قدم سفر سخت ترین قدم سفر است اما در هرحال، دیدن دست کم یکبار کویر کمتر دست خورده بسیار خاطره انگیز و لذت بخش خواهد بود.

به زودی در پست بعدی مجموعه ای از عکسهایی که در این سفر گرفتم را آپلود خواهم کرد

رشوه! خوب یا بد؟


امروز بعد از ظهر پشت چراغ قرمز بودم که به سر چهار راه که رسیدم وقتی قصد کردم به سمت چپ بپیچم ناگهان چراغ قرمز شد و من هم که روی خط عابر پیاده بودم بی توجه به چراغ قبل از اینکه ماشینهای روبرو راه بیفتند چراغو رد کردم که ناگهان اونور خیابان مشاهده کردم افسر داره دست تکون میده میگه بزن کنار در همین لحظه دوستم که بغل دستم بود گفت وای نستا نمیدونم یه لحظه اومدم پدال گازو فشار بدم و رد بشم که گفتم ولش کن الان شماره ماشینو مینویسه بهتره بزنم کنار و راضیش کنم که ننویسه خلاصه ما وایسادیمو افسر اومد کنار ماشینو گفت چراغو رد کردی با تواضع هر چه تمام بهش گفتم بله حق با شماست من خلاف کردم حالا هرچی شما بگی ، گفت : مدارکو بده مدارکو دادم ، نگاهی کرد و گفت خیلی خوب بیست تومن جریمه بعلاوه پیوست گواهینامه ، گفتم زرشک! پیوست واسه رد کردن چراغ ، لعنت به من که وایسادم

.خلاصه داشت مینوشت که خودکارشو از دستش گرفتم گفتم ننویس جون من شب عیدی ،خلاصه از ما اصرار و از او انکار تا آخرش بهش گفتم ببین بیا یکار دیگه کنییم جریمه نصف ، نصف بین خودمون کوفت بخوره دولت خدمتگذار، هم شما خیرشو ببر هم ما.

خنده ای کرد و گفت برو بشین تو ماشینت اینجا دوربین داره به بهانه مدارک هر چی کرمته بذار لای مدارک دوباره بده من ما هم که خوشحال از این که نه جریمه ای به شماره گواهینامم ثبت میشه هم بیست تومنو نباید بدم ، رفتم سوار ماشین شدمو خلاصه خواستم ده تومنو بذارم لای مدارک که باز این دوست ما رفت تو جلدمون گفت پنج تومن بیشتر نده در این حال بودم که اومد به شیشه زد گفت میخوای ندی هم میتونی بری!!  تو دلم گفتم بیا دیگه سر رشو هم تعارف میکنن این مدلشو ندیده بودیم دیگه اگه نمیدادم پنجاه تومن مینوشت به شماره ماشین ، گفتم نه شب عیده ، عیدی از طرف برادر کوچیکت قبول کن ،خلاصه پنج تومن گذاشتم لای مدارک اونم دستشو با مدارک گرفت تو ماشین و پولو کرد تو آستینش و مدارکو پس داد و گفت برید به سلامت.ا

آقا مارو میگی تا حالا رشوه نداده بودم خداییش خیلی چسبید و کار راه انداخت به قول معروف من راضی اون راضی گور پدر نا راضی (چقدر من بد جنس شدم خدایا توبه) ولی بعدش که الان باشه عذاب وجدان گرفتم خدایا منو ببخش! دی:

حالا قرض از طرح این خاطره این بود که تو پست بعدی از نظر قانون مجازات اسلامی بررسیش کنم ببینم چه کردیم ما؟؟!!

فردا دارم میرم مسافرت یه چند روزی نمیتونم وبلاگو آپ کنم، تا اون موقع میشینم یه بررسی میکنم یه نتیجه درست حسابی میگیرم و خدمتتون نتیجشو عرض میکنم

پس تا شنبه هفته آینده همینجا همینموقع بدرود

سال نو را بر همه ی دوستان و آشنایان و ایرانیان و فارسی زبانان شاد باش میگویم


بر چهره ی گل، نسیم نوروز خوش است
در صحن چمن، روی دلفروز خوش است
از دی که گذشت هر چه گوئی خوش نیست
خوش باش و ز دی مگو که امروز خوش است
سال نو مبارک

مقایسه اجمالی حقوق ایران و فرانسه


مشغول گشت و گذار در اینترنت بودم که دوباره یه فکری به ذهنم خطور کرد گفتم بذار ببینم این تقسیم بندی هایی که در نظام حقوقی ایران در دانشگاه به ما آموزش داده میشود تا چه حد نزدیک به تقسیم بندی های حقوق سایر کشور هاست . سرتونو درد نیارم نتیجه این بود که همونطور که دکتر کاتوزیان در کتاب مقدمه حقوق خودش در بخش حقوق تطبیقی گفته بود نظام های حقوقی کشورها به پنج دسته اصلی میتوان تقسیم کرد که بترتیب شامل حقوق اروپای غربی(رومی ژرمنی)،انگلیس و آمریکا(کامن لاو یا همان قانون رویه ای)،کشور های کمونیستی،اسلام،هندوچین و خاور دور میشود. نظام حقوقی ایران تقریبا در نظام حقوقی غربی یا همان روما ژرمنی خودمون قرار میگیرد پس نتیجه میگیریم که من باید برم و در نظام های حقوقی کشور های اروپای غربی بجز انگلستان سیر کنم ، تا بتوانم قیاس درستی انجام دهم و سرانجام به حقوق فرانسه رسیدم و دوباره در ادامه گشت و گذار اینجانب در نت توانستم متن بدرد بخوری به زبان انگلیسی از دانشنامه ویکی پدیا پیدا کنم که دوباره مجبور به ترجمه ان هستم در زیر ترجمه ای از خلاصه این متن را پیش رو دارید امید است مقبول بیفتد.

حقوق فرانسه

در مطالعات آکادمیک،قانون فرانسه را میتوان به دو دسته اصلی تقسیم کرد:

حقوق عمومی حقوق خصوصی

حقوق خصوصی خود به دو دسته : یک:قانون مدنی دو:حقوق جزا

حقوق عمومی نیز به دوسته: یک:حقوق اداری دو:حقوق اساسی

نهایتا این چهار زمینه حقوقی(مدنی،جزا،اداری،اساسی)باهم بخش عمده ای از قانون فرانسه را تشکیل میدهد. این تقسیم بندی در نوامبر سال 2005 توسط کمیسیون اروپا توسط قدرت های برتر اروپا در دادگاه عالی اروپا به رسمیت شناخته شده است. وهدف استخراج يك دو جين و يا حتي بيشتر از جرائم مجرامان اتحاديه ي اروپاست،بدين روش كه يك فرد حالا بايد به قانون اتحاديه ي اروپا هم توجه كند(«نام رايج قانون به زبان فرانسوي»كه گاهي به آن «اسم كمتر رسمي قانون اتحاديه به زبان فرانسه»هم مي گويند)آن هم به عنوان يك بحث جديد و با ويژگي هاي خاص در قانون فرانسه(مثل قانون فدرال كه در سراسر آمريكا بالاي قانون تمام ايالت ها اجرا مي شود)و نه تنها به عنوان قانون ساده ي مدني ياقضايي يا ديپلماتيك فرانسه حقوق مدنی خصوصی اصطلاح قانون مدنی در مفهوم کلی خود اشاره به حقوق خصوصی دارد به عنوان مثال،قانون شرکت هاو قوانین عقد قرارداد ها، باید از قانون اساسی فرانسه ممتاز شود. در در مجموعه قوانين و مقررات حاكم بر قانون مدني است و روند در قانون مدنی فرانسه است. حقوق جزا حقوق جنایی فرانسه در درجه اول ناظر به مجازاتهای جرایم مشخص شده در قانون مجازات میباشد.به عنوان مثال این قانون بطور صریح ارتکاب جرایم عمومی چون خشونت قتل تجاوز و غیره و بسیار از جرایم پولی مانند دزدی یا پولشویی را ممنوع و مجازات آن را مشخص مینماید. با این حال تعدادی از مباحث جنایی، به عنوان مثال تهمت افترا،تدوین نشده است . (همان تصریح جرم و مجازت خودمان )

حقوق اساسی

 حقوق اساسی شاخه ای از حقوق عمومی است با زیر مجموعه: -حقوق مصوب در قانون فرانسه -اساس و قاعده روابط حکومتی و رابطه بین سه قوه اساسی مملکتی شامل قوه مجریه،قضاییه و مقننه. -روابط بین شهروندان و مسئولان نهاد های عمومی(دولتی) بخصوص مشارکت شهروندان فرانسوی و اعمال قدرت عمومی. تنظیم این سلسله مراتب حکومت و درجه بندی سران حکومت و مقررات در سیستم قانونی فرانسه ورابطه بین این هنجار ها بر عهده این حقوق است قانون اساسی به صورت مستقل از علوم سیاسی و اداری با قانون اساسی1958 که شامل قانون اساسی مشروطه دربار یا همان شورای سلطنتی میباشد متفاوت است.

قانون جامع اتحادیه اروپا

 بطور سنتی،قانون انجمن اتحادیه اروپا به عنوان بدنه ای از قوانین است که بطور اتوماتیک(به ترتیب خاصی)و یا توسط قوانین ملی از قانون فرانسه به این قانون داخل شده نیز مشاهده شده است. که شامل قوانین مدنی ،جزایی،اداری، ویا مبتنی بر قانون اساسی است. با این حال در نوامبر 2005 کمیسیون دادگاه اروپا اعلام کرد که بر اساس تصمیم دادگاه(این دادگاه توسط کشورهای عضو اتحادیه اروپا برای معرفی قوانین جزایی و مبارزه با آلودگی قانون برگزار میشود)که نوعی از قوانین تصویب میشود که شبیه قوانین فدارال ایالات متحده است با این تفاوت که برای هر کشور ترتیب داده شده .

منبع: http://en.wikipedia.org/wiki/Law_of_France

این بود ترجمه ای از خلاصه ی این متن برای مقایسه تطبیقی حقوق ایران و فرانسه که شنگارنده را به این برداشت رساند که بطور کلی مبنای اصلی مطالعه های آکادمیک حقوقی در ایران با حقوق فرانسه شباهت زیادی دارد.

با تشکر از دوست عزیزم آذر که مرا در ترجمه این متن یاری نمود.

Lawyer


متنی که پیش رو دارید در انگلستان و آمریکا برای آشنایی کسانی است که تازه از دبیرستان فارغ التحصیل شده و قصد آشنایی با این شغل را دارند کلیات متن و توضیحات بنظر بسیار ساده و پیش پا افتاده است اما من از ترجمه این متن دو هدف داشتم یک اینکه بطور کلی متوجه شویم که این شغل در سایر کشور ها در میان عوام چگونه شناخته میشود و دوم اینکه توان ترجمه خود را با این متن ساده محک بزنم و نوعی دست گرمی برای اینجانب نیز میباشد.ا

 وکیل دادگستری(معادل فارسی سره: دادگوی)ا

 وکالت چطورشغلی است؟

افراد و شرکتها وکلا را استخدام میکنند تا به آنها مشاوره بدهند و به آنها بگویند که چه کارهایی را میتوانند و یا نمیتوانند بطور قانونی انجام دهند. گاهی اوقات،آنها وکلا را استخدام میکنند تا وکلا آنها را در دادگاه علیه افراد دیگر ،شرکتها و یا در برابر دولت ها حمایت وهمراهی نمایند.

 

وکلا وقت زیادی را صرف تحقیق مینمایند . برای اینکه یک وکیل خوب بود می بایست در بدست آوردن حقایق و معانی کتابها،جستجوی اینترنت و دیگر جاها توانا بود. وکلا اغلب برای کسب اطلاعات نیز باید با مردم مصاحبه نمایند.

پس از انجام تحقیقات ، وکلا با استدلال به تحقیقاتشان میبایست نشان دهند که چگونه میتوانند کسانی را که برایشان کار میکنند در دادگاه پیروز نمایند. برخی از وکلا در دادگاه صحبت میکنند اما بسیاری نیز نمیتوانند.

همچنین وکلا میبایست زمان صرف نوشتن استدلالهایشان برای دادگاه ها و همچنین اسناد حقوقی ای مانند قرار دادها و وصایا و امثالهم کنند در نتیجه آنها باید در نوشتن متخصص باشند.

وکلا بیشتر کارهایشان را در دفاتر ، کتابخانه های حقوقی ، و راهرو های دادگاه ها انجام میدهند. ولی گاهی با مشتریان خود در خانه یا محل کارشان نیز دیدار میکنند.

اما بعضی وکلا نیز گاهی مشتریان خود را در بیمارستان یا زندان ملاقت میکنند.وکلا معمولا ساعتهای زیادی کار میکنند خصوصا اگر دادگاه داشته باشند.

 

 

چطور باید برای وکالت آماده شد؟

 

حقوقدانان برای کار نیاز به مجوز دولت ناحیه ای که میخواهند کار کنند دارند.برای دریافت مجوز، افراد لازم هست که مدرک کالج بگیرند و سپس سه سال به دانشکده حقوق بروند. رقابت برسر اکثر دانشکده های حقوقی شدید است . در نهایت،وکلا باید یک آزمونی به اسم آزمون گذر(همان آزمون کانون وکلای ایران) را نیزبگذرانند.

آنها حتی بعد از شروع به کارنیز لازم هست که به آموختن قوانینی که عوض میشود بپردازند. در اکثر ایالات برای وکلا کلاس های دوره ای وجود دارد.

برای شروع آمادگی این کار،دانشجویان میتوانند کلاس های زبان انگلیسی برای یادگیری نحوه نوشتن،انجام تحقیق و سخنوری داشته باشند. مطالعات اجتماعی کلاس ها درمورد تدریس تحقیق و تدریس قانون است. افرادی که میخواهند وکیل شوند اغلب مهارت خواندن قوی و رسا را لازم دارند. آنها همچنین باید در برخورد با افراد مهارت داشته باشند.

 

درآمد این شغل چگونه است؟

 

وکالت از معدود مشاغل پر درامد است.

بسیاری از وکلا برای خودشان کار میکنند. اما برخی نیز برای دولتها،شرکتها و یا سازمان های خصوصی کار میکنند و دستمزد میگیرند. متوسط درامد سالانه وکلا در سال 2006 حدود 102.470$ بوده .این بدان معنی است که نیمی از وکلا درامدی بالای این مبلغ ونیمی دیگر درامدی کمتر از این مبلغ داشته اند.

حتی برخی نیز بیشتر ازین مبلغ درامد دارند.

 

بازار کار چگونه است؟

در سال 2006 وکلا حدود 761.000شغل داشته اند. اکثر وکلا برای خودشان کار میکنند یا اینکه قانونا وابسته به شرکتی خاص هستند.برخی نیزبرای سایر بنگاه های تجارتی یا دولتها کار میکنند .

 

آینده این شغل چگونه است؟

 

پیش بینی میشود که تا سال 2016 با رشد مشاغل مختلف نیاز به استخدام وکیل بدلیل نیاز این مشاغل به وکیل افزایش پیدا کند. اما بسیاری از افراد میخواهند وکیل شوند چون لازمه رقابت برای شغلهای خوب است. بیشتر این شغلها در شهرهای بزرگ میباشند.

مشاغل نزدیک به این شغل:

– دادستان

– پلیس فدرال

– قاضی

– مجری قانون

– قانونگذار

– رییس دادگاه

– افسران پلیس

– سیاستمداران

– خبرنگاران

و امثالهم

 

نگارنده نیز متوجه برخی کژتابی ها و نارسایی هایی در ترجمه هست لذا پیشاپیش بخاطر این کژتابی ها پوزش میطلبم امید است تا در آینده بتوانم این ترجمه را اصلاح و روان کنم.

ترجمه: دادگوی جوان

منبع:http://www.bls.gov/k12/law02.htm

یک روز من در مجلس شورای اسلامی


مسافرین محترم ایستگاه بهارستان. از قطار پیاده شدم به سمت خروجی شرقی ایستگاه حرکت کردم چند قدم آنور تر روی پله برقی ایستادم و همینطور که بالا میامدم کم کم چشمم با ساختمان هرمی شکل مجلس خورد از ایستگاه خارج شدم و به انطرف خیابان حرکت کردم به دیواره حصار کشیده شده دور مجلس که رسیدم چشمم به ساختمان قدیمی مجلس شورای ملی بهارستان خورد عجب ساختمانی زیبایی بود اینروزها کمتر ساختمانی با این قدمت رو میبینیم که بافت دوره ی خودش را حفظ کرده باشه بسیار نوستالوژیک بود انگار لحظه ای به تاریخ مشروطیت رفتم و به یاد به توپ بستن مجلس توسط لیاخوف روسی به دستور ممدلی شاه قاجار افتادم و کلی ماجراهای دیگر که از تاریخ مشروطیت خوندم دراین افکار و حس نوستالوژیک بودم که مجلس رو به صورت یک نمیدایره از سمت شرق به غرب دور زدم وبه ضلع شمال شرقی رسیدم

 بقیه دانشجوهای هم رشته من هم درمقابل درب ایستاده بودند تا بقیه بچه ها هم برسن حدود یک ربعی دم مجلس ایستادیم تا استاد اومد با هم از در کوچکی که کنار ورودی پارکینگ نمایندگان بود وارد یک ساختمان کوچکی شدیم که با ساختمان هرمی شکل مجلس چند صد متری فاصله داشت این ساختمان مخصوص کنترل های امنیتی برای ورود مهمانان مجلس بود از در که وارد شدیم باید تمام وسایل از جمله کیف و موبایل رو زیر دستگاه اکس ری رد میکردند تا از بابت ورود اشیا ممنوعه مطمئن شوند با این حال باز هم نمیتوان هیچکدام ازین وسایل رو به داخل ساختمان حرمی شکل برد و باید وسایلت را به امانت میسپردی وسپس از زیر دستگاه حساس به فلزات عبور میکردی تا از ورود فلزات ممنوعه به ساختمان اصلی جلوگیری شود خوب ما هم از تمام این مراحل عبور کردیم و سپس وارد یک اتاق شبیه کلاس درس شدیم و سپس یکی از مسئولان مجلس در آنجا حاضر شد و اطلاعاتی رو در مورد روند کار وآیین نامه داخلی مجلس یعنی روزهای کاری مجلس چگونگی تصویب مواد قانونی و چگونگی انتخاب جای نمایندگان به ما داده شد جالب ترین نکته ای که برای من قابل توجه بود نحوه انتخاب جای نمایندگان بود به ما گفته شد که با گذشت هر یک سال از یک دوره مجلس شماره های صندلی ها میان نمایندگان قرعه کشی میشود تا عدالت برای همگان رعایت شود شاید بپرسید که خوب کجای این مسئله جالب است احتمالا در چند سطر پایین تر توضیح خواهم داد . خوب پس از آشنایی با روند کار و ساختار اداری مجلس از ساختمان حراست مجلس خارج شدیم و وارد حیاط مجلس بهارستان شدیم حیاط بزگی بود در حیاط یکی از مسئولان مجلس سینی از ساندیس وکیک در دست داشت و به دانشجویان تعارف میکرد بر خلاف تصور من بطور کل مسئولین مجلس برخورد محترمانه وخوبی با ما داشتند و اما بالاخره پس از عبور از حیاط بهارستان به قسمت ورودی ساختمان هرمی شکل رسیدیم

در قسمت ورودی خارج از ساختمان دو در یکی در سمت راست مخصوص میهمانان و نمایندگان وجود داشت و در طرف چپ دری مخصوص هیئت رییسه مجلس و ریس جمهور و همراهان وجود داشت خوب ما از قسمت میهمانان وارد مجلس شدیم یک راه پله نسبتا باریک با دیوار های مورب یا کج در دو طرف راه پله وجود داشت که فکر میکنم به دلیل شکل هرمی این ساختمان این دیوار ها کج بود به بالا پله ها که رسیدیم وارد یک راه روی طولانی شدیم که در یک طرف ان دیوار شیشه ای قرار داشت و وقتی از این دیوار شیشه ای به سمت راست خود نگاه میکردی متوجه یک راهرو در طبقه پایین میشدی که در کنار ان راهرو دفاتر کارنسبتا مجللی وجود داشت که حدس میزنم برای نمایندگان هنگام دیدار با مردم هست بالاخره پس طی این راهروی نسبتا طولانی که سقف آن نیز مورب بود به در ورودی جایگاه میهمانان مجلس رسیدیم درب ی که ما دم آن ایستاده بودیم دقیقا روبروی جایگاه هیات رییسه بود و ما میتوانستیم در آن هیات ریسه را مشاهده کنیم اولین چهره شاخصی که در اون قسمت دیدم علی لاریجانی رییس مجلس بود که تعدادی دیگر از اعضای هیات ریسسه در کنار وی نشسته و عده ای دیگر از نمایندگان در کنار وی ایستاده بودند میدیدم که او مشغول سخنرانیست درب مجلس هم باز است ولی هیچ صدایی از او به گوشم نمیرسید خیلی جالب بود برام به محض اینکه یک قدم از درب مجلس عبور کردم ناگهان صدای همه نمایندگان با شلوغی زیاد و صدای سخنرانی رییس مجلس را بطور واضح میشنیدم رفتم در جایگاه میهمانان مجلس درست در کنار جایی که دوربین های صدا سیما مشغول فیلمبرداری بودند تقریبا مکانی بود که کاملا به جایگاه هیات ریسسه و کل صندلی های نمایندگان مشرف بود نشستم ابتدا کمی مبهوت جو مجلس شدم سپس سعی کردم با گوش دادن به حرفهای نمایندگان بفهمم موضوع بحث چیست سر انجام از سخنرانی های مخالفان وموافقان هر ماده به این نتیجه رسیدم که موضوع بحث اخذ مالیات نسبت معمالات بورس اوراق بهادار تهران هست پس از اینکه متوجه موضوع بحث شدم سعی کردم بفهمم رفتار نمایندگان و سرعت کارشون با چیزی که در کتاب خونده بودم مقایسه کنم و سرانجام به این نتیجه رسیدم که بطور کلی روند آیین نامه ای مجلس ظاهرا اجرا میشه ولی وقتی به رفتار و سرعت تصویب قوانین توجه کردم دیدم سرعت تصویب بیش از حد زیاده و بطور متوسط کمتر از هر 5 دقیقه یا حداکثر ده دقیقه یک ماده قانونی تصویب میشد که بنظرم سرعت بالایی بود اما گذشته ازین حرفا رفتار های جالب خنده دار و گاهی تاسف بار از نمایندگان مشاهده میکردم بطور مثال هنگام تصویب هر ماده و زمانی که رییس مجلس موافقان یا مخالفان طرح در حال نطق هستند سایر نمایندگان کاملا بی توجه به ناطق هستند و میبینی که یا در گوشه ای از مجلس روی زمین دور هم نشسته و مشغول گپ و گفتگو هستند حالا منصفانه تر هم اگر نگاه کنیم گیریم بحث پیرامون مسائل کاریست که بازهم در همه موارد با میمیک هایی که از چهرهایشان دیده میشد بحث همیشه کاری بنظر نمیرسید و درست هنگام رای گیری پیرامون تصویب یا عدم تصویب رای همه دوان دوان و فریا کنان با فریا دو دو یا چار چار به معنی دو رای منفی و چهار رای مثبت بطرف صندلی خود میدویدند گویی همه بی توجه به نطق مخالفان یا موافقان از پیش رای خود را پیرامون فلان ماده قانونی میدانند اما اینجا نکته خنده دار این ماجرا این بود که وقتی نمایندگان فریاد میزدنند دو دو یعنی رای مثبت در همهمه ای که بوجود میامد بنظر میرسید میگویند هو هو و وقتی میگفتند چهار چهار غار غار به گوش میرسید و ما هم که گاهی شیطتنتمان میگرفت از بالا بر خلاف اکثریت نمایندگان یا فریاد میزدیم غار غار یا هو هو و حالا ازین حرفا که بگذریم نکته جالبی که در باره جای نمایندگان بنظرم رسیده بود اینجا توضیح میدم در ابتدا به ما گفته شده بود که جای نمایندگان با قرعه کشی مشخص میشود اما اینطوری که بنظر من رسید دیدم که اولا نمایندگان زن مجلس همگی در کنار هم در قسمت چپ مجلس از طرف دید هیات ریسسه حاضر بودن اصلا بنظر شانسی نمیرسد که همه نمایندگان زن شانسی کنار هم قرار بگیرند حالا از موضوع زن و مرد بودن نمایندگان که بگذریم جای نمایندگانی که معروف به لیدر های مجلس هستند از جمله کسانی چون توکلی ابوترابی مطهری حسینیان در قسمت جلو تر بود که همیشه دید سایر نمایندگان به اونها ختم میشود که باز این هم اصلا بنظرم شانسی نمیرسید و برداشتم این بود که کلا نمایندگان زیاد به منافع ملی توجهی ندارند و بیشتر سعی دارند تا به منافع جناحی خود برسند البته اینجا باید بگم که این دلیلی متقن بر این امر نیست و صراحتا نمیشود بر جناحی عمل کردن مجلس دلیل کرد اما خیلی دور از ذهن نیز بنظر نمیرسید حدود سه چهار ساعتی در مجلس نشستیم و دیگر از فریاد های مکرر نمایندگان کلافه شده بودم وازطرفی روند کار هم طوری بود که جو رو خیلی کاسل کرده بود بالاخره چند تا از نمایندگان به جایگاه میهمانان آمده و بسیار خوشرو و سر حال از حضور ما در مجلس تشکر کردند و یک عدد هندوانه بزرگ زیر بغل ما گذاشتند و گفتند که انشالله دفعه ی بعدی که به مجلس میایید از صندلی میهمان به صندلی های سبز رنگ نمایندگان شیفت کنید و جمهوری اسلامی به داشتن چنین فرزندانی افتخار میکنه و با کلی ازین حرفا مارا از مجلس بدرقه کردند

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: